‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ شهریور ۲۵, چهارشنبه

ابرو

این بیت را خیلی دوست دارم:
«خود کشته ابروی تو ام من، به حقیقت//گر کشتنیم باز بفرمای به ابرو»
این باز بفرمای به ابرو ایهام دارد، یعنی به ابرو بگو یا بواسطه ابرو به من بگو؟
«رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هردم// هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو»
این دوگانگی مکانیزم که بواسطه ایهام با یکدیگر پیوند خورده اند، آن گفتن و کشتن را مصداق آیه «...اذا اراد شیءً قال کن فیکون» کرده است. اینکه بگویی کشتنی ام، برای مردنم کافی است.

عبید به روایت ایرج

در عارف نامه ایرج بیتی دارد سرزنشگون خطاب به عارف
چنین گفتند کز آن چیز عادی//همی خوردی ولی قدری زیادی
این بیت ایهام دارد معلوم نیست عارف از منظر ایرج گه خورده بوده یا مشروب. به نظرم ایهام این شعر تلمیح ملیحی بود به آن بین عبید در مثنوی موش و گربه که:
مست بودم اگر گهی خوردم//گه فراوان خورند مستانا
از جهت جمع هر دو معنای خوردن این بیت در آن یک "خوردن"