‏نمایش پست‌ها با برچسب تو ماه من. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تو ماه من. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

استیصال


مرا برسان، حتی اگر شده ،به قتل
پ.ن: نسخه اصلی ایده اینجاست  

۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

ثروت خاطرات


دُرم از دیده چکان است به یاد لب لعلت
پ.ن1: ما که ضمه رو گذاشتیم بالاش ولی هر کی می خوند دَرَم از دیده چکان است به یاد لب لعلت خیلی آدم باحالی بود
پ.ن2: البته یک سناریو هم این بود که دِرَم بخوانند. با تیتر هم سازگار بود همچنان
پ.ن3: میام اینجا خیر سرم یک سطر «عاشقانه پابلیش کنم» ( سلام ناصری) زیرش  پنجاه خط شعر کرسی و مسخرگی می نویسم. بعد تازه می گم چرا حال و روزم اینطوریه. پس چه جوری باید می بود؟

۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه

بهشت من

آنجا که سراپای تو در روشنی صبح، رویای شرابی است که در جام بلور است.

۱۳۸۸ مهر ۲۱, سه‌شنبه

...وپس از مرگ هم

ندارم دستت از دامن، مگر در خاک، آن دم هم
چو بر خاکم روان گردی، بگیرد دامنت گردم

۱۳۸۸ مهر ۲۰, دوشنبه

عرق دو آتشه

اگر مستم، من از عشق تو مستم
بیا بنشین که دل بردی ز دستم

۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

مصمم

سعدی نظر از رویت کوته نکند هرگز
ور روی بگردانی، در دامنت آویزد

۱۳۸۸ مهر ۱۴, سه‌شنبه

واجد شرایط!

تازه خط عنبرین، حسن تو شد بیشتر
عاشق روی تو ام، بیشتر از پیشتر
لطف اگر می کنی، عاشق درویش را
از همه عاشق ترم، وز همه درویش تر

۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

من دوره می کنم روز را و هنوز را

تاریخ اس.ام.اس هایم گواهی می دهند یک هفته دیگر دو ماه تمام خواهد شد که صدایت را نشنیده ام.