‏نمایش پست‌ها با برچسب جامعه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جامعه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۱, یکشنبه

دشمن مردم



امروز دو مجرم دیگر، دو زورگیر، اعدام شدند. هر جرمی به احتمال قریب به یقین یک عمل ضد اجتماعی و نوعی جامعه ستیزیه، اما هر جامعه ستیزی دشمن جامعه نیست. کما اینکه خیلی از ما بدون اینکه مجرم باشیم یا به طریق اولی دشمن جامعه، روزانه  جامعه ستیزی می کنیم. به نظرم باید فرق گذاشت بین مجرم عادی، مجرم حرفه ای و مجرم سازمان یافته. مجرم عادی در مواجهه با موقعیت های روزمره زندگی به دلیل شرایط نامناسب و فقدان پشتیبانی و مهارت کافی مرتکب جرم می شه. همین آدم وقتی الگوی جرم در زندگیش جا افتاد و نهادهای حامی رفتاری و اجتماعی پیدا کرد کم کم به فکر ابزار و وسایلی برای بهبود کار و کاهش ریسکش می افته و می شه مجرم حرفه ای ( ممکنه یکی از این ابزارها سازماندهی باشه) این دو جامعه ستیز هستند ولی دشمن جامعه نیستند. عملکردش سیستم رو به چالش می کشه ولی این بخش ناخواسته ای از اثرات فعالیتشونه. اختفا برای این دسته از مجرم ها راهبرد اصلی بقاست. مجرم سازمان یافته اما که از تکامل و توسعه مجرم حرفه ای بوجود می آید چنان در ارتکاب جرم توسعه یافته و زبردست شده که رویکرد تدافعی ش نسبت به ضابطین قانون تبدیل به رویکرد تهاجمی شده. ممکنه به دلایل تاکتیکی اختفا را بر نبرد آشکار ترجیح بده؛ اما، راهبرد اصلی ش برای بقا توسعه فعالیته. این موجود دشمن جامعه است و شدت عمل مستقیم در برابرش ( صرف نظر از اینکه موثرترین راه حل هست یا نه) بر کوچک شدن و تضعیفش تاثیر مستقیم داره. در مورد دو دسته اول سرع عمل در کشف جرم، دستگیری مجرم و اثر بخشی اقدامات اصلاحیه که این طبقه از مجرمین رو ضعیف و کوچک می کنه. شدت عمل و افزایش هزینه ارتکاب در مورد دو دسته اول اثر چندانی نداره چون مجرم عادی به جرم و عواقبش فکر نمی کنه زیاد و صرفا انجامش می ده( وقتی محاسبه ای در کار نیست مهم نیست نتیجه محاسبه چی باشه). مجرم حرفه ای هم راه دیگه ای برای زندگی نمی شناسه و حتی اگه به سائقه ترس به زندگی بدون جرم برگرده سر اولین پیچ مثل یک مجرم عادی به دامن جرم و از اونجا مستقیم به آغوش جرم حرفه ای می غلته.  شدت عمل در مورد دو دسته اول از مجرمین فقط دسته اول را ترغیب به مهاجرت به دسته دوم و دسته دوم را تشویق به پیوستن به دسته سوم می کنه. وقتی خشونت علیه حلقه های پایینی زنجیره جرم و جنایت افزایش پیدا می کنه کل زنجیره به نفع دسته سوم منسجم تر میشه. هر چقدر که بین رفتاری که این سه دسته می کنیم اختلاف بیشتری بذاریم سیستم جرم و جنایت هم متفرق تر و در نتیجه ضعیف تر می شه.
پ.ن: خیلی متاسفم که این وبلاگ دو پست با برچسب جامعه داره و هر دو در مورد اعدام های بحث بر انگیزه.

۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

اعدام را جایگزین رسیدگی نکنید

پیش از این در مورد اعدام خیلی خل خلی نوشته بودم. امروز پیش از نوشتن این متن درباره تصمیم به اعدام قاتل جنجالی میدان کاج در محل جنایت، به آن نوشته مراجعه کردم؛ هنوز هم به نظرم استخوان بندی آن حرف خیلی جدی و قابل تامل است. همانجا گفته بودم که فکر می کنم طرفداران این نگاه به مسئله اعدام فرصتهای زیادی برای خلق سینرجی با قرار گرفتن در کنار کسانی که خواستار لغو بی چون و چرای اعدام هستند دارند. اینها را گفتم که بگویم یکی از این فرصتها روبرو شدن با تصمیمی است که،ظاهراً، قوه قضائیه در مورد قاتل میدان کاج گرفته است
( اعدام قاتل در ملاء عام در میدان کاج)؛ اما حقیقتا درست که فکر می کنم، به این نتیجه می رسم که در این موقعیت الزام اتحاد همه عقلای ایران نفهته است نه فرصتی برای هم افزایی برخی از کنش گران علاقه مند به محدود یا حذف نمودن اعدام در ساختار حقوقی ایران.
در میدان کاج قتلی اتفاق افتاد که برخی مشخصات منحصر به فرد آن و انعکاس رسانه ای رسمی غیر رسمی اش آن را از قتل، به مثابه اتفاقی که در این مملکت مطلقا حادثه نادری نیست، به سطح پدیده ای «جالب» ( دقیقاً در معنای اسم فاعل به کار رفته ) توجه برکشید که در موردش حرفهای بسیاری زده شد و گمان می کنم هنوز هم می توان در موردش بسیار گفت و شنید.
انتظار طبیعی در مورد چنین حادثه ای سرعت در عکس العمل حاکمیت(اولین و اصلی ترین متولی تامین امنیت) ،به عنوان اولین و حداقلی ترین سطح پاسخگویی به افکار عمومی، بود. این انتظار طبیعی برآورده شد؛ اما، ظاهرا اربابان امور ملک و ملت چنان در به شگفت آوردن ما چیره دست شده اند که حتی قادرند این کار را از رهگذر برآوردن طبیعی ترین انتظاراتمان انجام دهند.
آنچه حادثه سعادت آباد را از سطح حلقه ای از زنجیر بی انتهای قتل و خشونت در جامعه تب زده ایران، که دیگر در کمتر کسی حساسیت بر می انگیزد،  به حد پدیده ای جنجالی که چشمها را این چنین خیره می کند، ارتقا می دهد؛ پیش و بیش از هر چیزی، عملکرد سوال برانگیز نهادهایی است که برای روبرو شدن با موقعیتهای اضطراری و استثنایی از این دست در صحنه اجتماع تشکیل شده و توسعه یافته اند؛ اما با قصور و تقصیرشان یکی از میادین پر رفت و آمد شهر را تبدیل به صحنه نمایش عریان و مطول خون و خشونت می کنند.اما در کمال تعجب سرعت و آشکارگی رسیدگی به این موضوع تبدیل صدور فوری و «خارج از نوبت» حکم اعدام «در ملاء عام» برای کوچکترین و دم دست ترین والبته فعال ترین بازیگر این نمایش نفرت انگیز می شود. 
سرعت در رسیدگی به «ماجرای سعادت آباد» می توانست اتفاق مبارکی باشد اگر این رسیدگی شفاف کردن مشکلات عملکردی پلیس و اورژانس می بود. سرعت در رسیدگی به «ماجرای سعادت آباد» در صورت فعلی آن اما، چیزی نیست جز شتابزدگی برای سرپوش گذاشتن بر نشانه ای که خبر از وضعیت اسفبار نهادهای متولی امنیت و سلامت مردم می دهد.
ظاهراً عده ای تصور می کنند با اعدام قاتل در محل جنایت این داستان همانجا که آغاز شده بود به پایان می رسد و پیگیری رسانه ای این حادثه بیش از پیش فاقد شأن و وجاهت می شود. اینجا درست همان جایی است که راه مخالفان اعدام ( با هر عقیده و سلیقه ای) با هر ایرانی عاقل دیگری یکسان می شود.
ای کاش همگی، متولیان امنیت و قضا در ایران را ، اگر شده حداقل یک بار، در برابر این پرسش قرار دهیم که : دقیقا چه چیزی را در برابر چشمان مردم می آورید؟ قدرت به دار کشیدن مرد دست بسته ای را که وقتی دستانش گشوده بود و دشنه ای به همراه داشت از مهار کردنش ، فقط در این حد که امکان خارج کردن قربانی اش از صحنه را داشته باشید عاجز بودید، چنان نشان بارزی از لیاقت و اقتدارتان می دانید که توجیه گر تکرار نمایش مرگ در میدان سعادت آباد شود؟ اگر هدفتان انتقال پیام به جامعه مجرمین بالقوه است به شما اطمینان می دهم که آنچه از نمایش حدوداً یک ساعته قاتل میدان سعادت آباد در برابر دیدگان ماموران پلیس به آنها منتقل شده با چنین چیزهایی زدوده نخواهد شد. اگر قصدتان تسکین روان آزرده مردم است بگذارید خاطر جمعتان کنم که سالم هایمان از تماشای مجدد خون بازی فقط بیشتر مشمئز می شوند و بیمارانمان که برق حرص تماشای مرگ در چشمانشان کمتر از درخشش دشنه  قاتل موحش نیست؛ بسیار بسیار بیش از این تماشا، محتاج دریافت کمکهای فوری پزشکی هستند تا از احتمال پیوستن شان به رهروان راه قاتل سعادت آباد کاسته شود. اگر تصور می کنید با این کار خود را در نزد افکار عمومی مسئولیت پذیر و آماده جبران خطاهای گذشته نشان می دهید باید بدانید عقلا فرق بین پاک کردن صورت مسئله و حل کردن آن را خوب می فهمند و تکیه بر رضایت آنان که بهره کافی از عقل انسانی ندارند کمکی به تامین امنیت جامعه نکرده و نمی کند.  
رسیدگی به حادثه میدان سعادت آباد «باید» فوری، شفاف و علنی باشد؛ اما رسیدگی به حادثه سعادت آباد اعدام قاتل نیست.